جنسِ دیوارِ تشکل، باید شیشهای باشد! سمیه ملاتبار نوع تشکیلات و نگاهش به اعضای تشکیلات، اهمیت جدی دارد. گاهی اما، تشکیلات بهواسطهی دغدغهی آدمها شکل گرفته و اهداف تشکیلات از درون آدمها میجوشد. لذا رابطهی مسئول با نیرو و نیروها با هم، غیر از رابطه ابزاری یا آموزشی و توجیهی، یک رابطهی قلبی نیز میباشد. در این حالت، به تعبیری تشکیلات تبدیل به خانوادهی فرد میشود که گاهی شاهدیم که تفکیک زندگی خانوادگی از کار تشکیلاتی از اساس برایشان بیمعنا میشود. به همینمنظور سراغ جمعی رفتیم که ببینیم چگونه باوجود دغدغه و اهداف مشترک، نه تنها تشکل باعث کمرنگشدن روابط خانودگیشان نشده، بلکه بخاطر نوع رفتار زن و مردِ حاضر در تشکل، روابط خانوادگی پررنگتری را میانشان نیز شاهدیم. محمدرضا میری؛ دبیر نهضت مردمی پوستر انقلاب که از سال 70 کار گرافیک و تبلیغات در عرصههای فرهنگی و نشریات تجربی انجام میداد و با ورود به دانشکده هنر فردوسی در سال 79، فعالیتهای گرافیکیش را ادامه داد. در این مسیر پنجسالهی نهضت نیز، کارگاههایی با مضامین انقلابی برپا کرد، کارگاههایی متشکل از زنان و مردان هنرمند.میری درمورد موضوع گزارشمان، حرفهایی از دل نهضت زده که خواندنیست. در ادامه، نظر برخی از اعضای نهضت را نیز جویا شدیم که حضور موثر و مثبت زوجهای نهضت چقدر در کیفیت کارهای این مجموعه موثر بوده است. اگر بخواهیم کمی از نهضت بگوییم، نهضت مردمی پوستر انقلاب، درواقع یک حرکت تبلیغی هنریست که سعی دارد با زبان رسانهای بنام پوستر، پیرامون منویات و دغدغههای رهبری کار کند و اثر فاخر را تولید تا به مخاطب مردمیاش برساند. طراح و مخاطبش، مردم هستند، هزینههایش نیز مردمی تأمین میشود و به صورت مردمی نیز توزیع. از دستههای مختلفی هم برخوردار است. نهضت فقط طراح ندارد، مترجم، بانی، ایدهپرداز، موزّعینی نیز در نهضت وجود دارند که چون تمام این فضا بصورت شبکه سرتاسری و مجازی و دور از هم، شکل میگیرد، موضوع گزارش، هنرمندانش میباشند که بیشتر با هم در مراوده هستند. هر نسخهای را نباید برای هر کاری پیچید! مسلما تا جایی که لازم به حضور خانمها نباشد، بهتر است فعالیت نداشته باشند. یعنی بعضی فعالیت ها اصولا برای خانم ها ساخته نشده و خانم ها هم برای بعضی فعالیت ها ساخته نشده اند. ولی اگر حضور لازم است، تا جایی که ممکن است باید بصورت مستقل باشد. از یک حرکتِ اینگونه مثل نهضت مردمی پوستر انقلاب که اصل آن هنر است، هم نمیشود خانمها را حذف کرد و نباید هم حذف کرد. به چند دلیل. اول اینکه جوهرِ هنر، در وجود خواهران بیشتر است و هنرمندان زیادی هستند که درواقع در قشر خانمها هستند که نمیشود از این پتانسیل برای انقلاب بهره نبرد. ما شوخیای هم در اینرابطه داریم که بعضی حرکتهای فرهنگی، گویا خروسنشان است! یعنی اصلا هیچ خانمی ابدا در آن حضور ندارد. حال آنکه میطلبد خانمها حضور موثر و مثبتی در آن داشته باشند.
دوم اینکه، قائدتا در حرکتی که خانمها حضور داشته باشند، بخش عمده شور و انگیزهای که خانمها با خودشان میآورند، به جریان کمک میکند. درحال حاضر، هم در قسمت هنرمندان و هم در بخش توزیعکنندگان نهضت، خانمها جزو بهترینها و فعالترینها هستند. نمیخواهم نمره یک مطلق به خانمها بدهم ولی میشود گفت که حتی باعث ترغیب حضور آقایان میشوند و حجت را بر آقایان تمام میکنند. در حال حاضر تقریبا تعداد خانم ها و آقایان برابر است. از همه این حرفها گذشته، ما فضای هنری دانشکده هنر را دیده ایم که فضای سالم کمی وجود دارد. گیریم که صورت مسئله را پاک کردیم و جریان هنریای را شکل دادیم که خانمها در آن نبودند و به خیال خودمان داریم کار سالمی انجام میدهیم، آیا خانم های هنرمند متعهد انقلابی که درواقع خواهران و دختران ما هستند، واقعا نباید جایی داشته باشند که حضور فعال و مثبت داشته باشند؟ ... ما این احساس را کردیم که در نهضت میشود زمینهی این حضور را فراهم کرد.
|