هر چه حرمت پدر در جامعه و خانوادههای ما افزایش پیدا کند، برآیند کلی آن این خواهد بود که ظلم در خانوادهها کمتر خواهد شد.هر چه مردسالاری، به معنای منطقی و معقول کلمه، جا بیفتد طبیعتاً برکاتی خواهد داشت. پدری که حرمت داشته باشد، اتفاقاً احساس مسئولیت بیشتری پیدا میکند که مبادا ظلم بکند. اگر به یک مرد شریف بگویند: «آقا تو پدر هستی، یعنی رئیس و صاحب اختیار این خانوادهای» خیلی خودش را جمع میکند، و دیگر ظلم نخواهد کرد.
یهودیهای صهیونیزم، وقتی میخواستند ملتهای مسیحی را از هم متلاشی کنند، تا بتوانند سرپرستی آن جوامع را به دست بگیرند، یکی از کارهایی که کردند این بود که در جوامع مسیحی «حرمت پدر» را شکستند. گاهی حرمت پدر را به عنوان ظلم به زن، و گاهی به این عنوان که مقابل خواستههای فرزندان میایستند، شکستند.
در افکار عمومی، محبت مادر به فرزند ضربالمثل است، اما در احسن القصص قرآن، نمونۀ اعلای محبت، محبت پدر به فرزند است. نکتۀ اصلی داستان سورۀ یوسف، عشق زلیخا به یوسف نیست، بلکه محبّت یعقوب به یوسف است که یعقوب در فراق فرزندش از شدت محبت و فراق او چشمانش سفید میشود و بوی پیراهن یوسف را از فرسنگها دورتر متوجه میشود و با بوی پیراهنش بینا میشود. محبت ابراهیم به اسماعیل نمونۀ دیگری از محبت پدر به فرزند در قرآن است.
حاج آقا پناهیان