شعله جانسوز
پنجشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۲، ۰۸:۲۷ ق.ظ
ما بی تو دل به لذت عالم نمی دهیم.../عشق تو را به عالم و آدم نمی دهیم
هر روز در نبودن تو پیرتر شدیم.../در سینه مان هوای به جز غم نمی دهیم
سر باز کرده در هوست زخم هایمان.../زخمی که هیچ وقت به مرهم نمی دهیم
از جام مهر و عشق تو در قلبهایمان/یک جرعه را به چشمه زمزم نمی دهیم
آقا بیا اگر چه نداریم توشه ای.../جز جان خویش در ره همدم نمی دهیم
دار و ندارمان دل و دل دادن به توست.../هر چند وسعمان نرسد کم نمی دهیم(مهدی شوریده)
هر روز در نبودن تو پیرتر شدیم.../در سینه مان هوای به جز غم نمی دهیم
سر باز کرده در هوست زخم هایمان.../زخمی که هیچ وقت به مرهم نمی دهیم
از جام مهر و عشق تو در قلبهایمان/یک جرعه را به چشمه زمزم نمی دهیم
آقا بیا اگر چه نداریم توشه ای.../جز جان خویش در ره همدم نمی دهیم
دار و ندارمان دل و دل دادن به توست.../هر چند وسعمان نرسد کم نمی دهیم(مهدی شوریده)
۹۲/۱۲/۰۸